تله تئاتر خرده جنايت هاي زنا شوهري چهارشنبه 10 مهرماه ( روز عيد فطر) ساعت 15و 23 دقيقه روي آنتن شبكه چهار سيما مي رود. اين تله تئاتر را فرهاد آييش براساس متني از اريك امانوئل شميت كارگرداني كرده است و در آن محمد رضا فروتن و نيكي كريمي بازي كرده اند.
اين تئاتر در باره زن و شوهري به نام ليزا و ژيل است كه پس از 15 سال به بررسي درباره زندگي زناشويي خود مي پردازند، داستان زوجي كه در پي حقيقت هستن.
بعضي از قسمتهاي اين كتاب حدود 80 صفحه اي براتون بشرح زير انتخاب كردم تا بخونيد :
ژيل: من بهت توجه نمي كردم، حتا جرات نمي كردم ازت بپرسم چرا مشروب مي خوري. خيالم راحت بود كه سال هاست با هم زندگي مي كنيم – پونزده سال – و متوجه نبودم كه زمان با عشق سازگاري نداره . . . . مردها بي دل و جراتن، نمي خوان با مشكلات زندگيشون روبه روشن، دلشون مي خواد فكركنن كه همه چي رو به راهه در حالي كه زن ها روشونو بر نمي گردونن.
ليزا: اين ها رو تو كتاب بعديت بنويس تعداد خواننده هاي زن كتابت زياد مي شه.
ژيل: زن ها وقتي با مشكلات مواجه مي شن ، بيشتر فكرمي كنن مشكل از خودشونه ، فكر مي كنن دليل فرسودگي زندگيشون ، كم شدن جذابيتشونه ، خودشونو مسئول و مقصر مي دونن.
ليزا: مردها گناهشون خود خواهي شونه، زن ها خود محوري شون.
............
ژيل: . . . . .ليزا منم يك مردم و خصوصيات مردها همينه كه سرنوشتشونو انكار مي كنن. آزاديشونو ترجيح مي د ن . . . . ليزا دوستت دارم ، بخاطر كارهاي كه در حق ما كردي، . . . دوستت دارم چون فقط وقتي حاضري باهام عشق بازي كني كه از ته دل بخواي.
ليزا: و اگه بكشمت؟
ژيل: اگه قراره بميرم دلم مي خواد به دست تو باشه. اگه بري نمي ميرم ولي زند گيم زهر مي شه. خواهش مي كنم بمون، زن ديگه اي نمي خوام.
۱۳۸۷ مهر ۸, دوشنبه
۱۳۸۷ مهر ۶, شنبه
چه كسي؟
چه كسي گيسوان دختران عاشق را مي بافد؟
چه كسي عشق را بر سفره دل ما مي گذارد؟
چه كسي پيراهن عشق را مي دوزد؟
چه كسي . . .
من، تو، او
چه كسي؟
۱۳۸۷ شهریور ۲۷, چهارشنبه
پرورش مهارتهاي عاطفي
شواهد بسياري وجود دارد كه نشان مي دهند افرادي كه در زمينه احساسات و عواطف خود قوي و چيره دست هستند، يعني احساسات خود را بخوبي كنترل مي كنن و احساسات ديگران را درك مي كنن و با آنها بخوبي كنار مي آيند، در هر زمينه زندگي ، از مزيت خوبي برخوردارن.
كساني كه مهارت هاي عاطفي پرورش يافته اي دارن همواره دوس دارن كه در زندگي شان ، راضي ، خوشنود و ثمر بخش باشن و برآن دسته از عادات فكري كه بهره وري شان را ارتقاء مي دهد مسلط باشن. كساني كه نتوانن به فعاليت عاطفي و احساسي خود نظم ببخشن همواره درگير جدالي دروني خواهن بود و همين امر موجب عدم تمركز آنها در هنگام كار و تفكر مي شود از انرژي فعال آنها مي كاهد.
آيا مي دانيد چگونه مي توانيم به فعاليت عاطفي و احساسي خود نظم ببخشيم؟
۱۳۸۷ شهریور ۲۰, چهارشنبه
مراقب باشيد
حساسيت زنان در قبال حوادث بيش از مردان است. اگر مردي در زندگي خود با مشكل روبرو شود، سعي مي كند با ورزش، كار مفرط و يا مواد مخدر و . . . خود را تسكين دهد. اما وقتي زنها درگير مسائل عاطفي ميشن به تدريج احساس درماندگي مي كنن و مستعد افسردگي هستن. اين حالت زماني به زن دست مي دهد كه او مي فهمد در دنياي تسخير شده توسط مردان فضاي زيادي برايش وجود ندارد.
تاثير عوامل اجتماعي ، تاكيد زياد بر روي جهان ظاهري و فقدان موفقيت هاي حرفه اي براي زن ها منجر به افسردگي و بدبيني آنها نسبت به مردان مي شود.
يكي از سئوال هاي مهمي كه در اينجا مطرح مي شود ، اينست كه چطور مي توان خاطرات مزاحم را از ذهن دور ساخت؟
صحبت كردن با دوستان و متخصصان درماني يا درددل كردن در يك جمله به حل مسئله كمك زيادي مي كند. كسي كه قالب مثبتي براي شرايط ناگوار خود مطرح مي كند از وضعيت مناسب تري برخوردار است. او مي تواند از صدمات روحي جلوگيري كند. براي كسب انرژي هر فردي نيازمند ساعتي از فراغت است، چند دقيقه مراقبه و تمركز، انجام تمرينات ورزشي، حتي آب دادن به گل ها، قدم زدن، تلفن به يك دوست، انجام چند تمرين يوگا و خواندن چند صفحه از يك كتاب ، انرژي از دست رفته را به شما برمي گرداند. هر چه اين فرصتها در زندگي شما بيشتر باشد ميزان خشنودي شما افزايش مي يابد.
عشق و محبت، آرامش خيال و خدمت به ديگران سه مفهوم اصلي زندگي هستن كه مي تواند سلامت روح و جسم مارو بهتر نمايد.
تاثير عوامل اجتماعي ، تاكيد زياد بر روي جهان ظاهري و فقدان موفقيت هاي حرفه اي براي زن ها منجر به افسردگي و بدبيني آنها نسبت به مردان مي شود.
يكي از سئوال هاي مهمي كه در اينجا مطرح مي شود ، اينست كه چطور مي توان خاطرات مزاحم را از ذهن دور ساخت؟
صحبت كردن با دوستان و متخصصان درماني يا درددل كردن در يك جمله به حل مسئله كمك زيادي مي كند. كسي كه قالب مثبتي براي شرايط ناگوار خود مطرح مي كند از وضعيت مناسب تري برخوردار است. او مي تواند از صدمات روحي جلوگيري كند. براي كسب انرژي هر فردي نيازمند ساعتي از فراغت است، چند دقيقه مراقبه و تمركز، انجام تمرينات ورزشي، حتي آب دادن به گل ها، قدم زدن، تلفن به يك دوست، انجام چند تمرين يوگا و خواندن چند صفحه از يك كتاب ، انرژي از دست رفته را به شما برمي گرداند. هر چه اين فرصتها در زندگي شما بيشتر باشد ميزان خشنودي شما افزايش مي يابد.
عشق و محبت، آرامش خيال و خدمت به ديگران سه مفهوم اصلي زندگي هستن كه مي تواند سلامت روح و جسم مارو بهتر نمايد.
۱۳۸۷ شهریور ۱۲, سهشنبه
شعر
تا نسوزم
تا نسوزانم
تا مبادا بي هوا خاموش . . . .
پس چگونه
بي امان روشن نگه دارم
سالها اين پاره آتش را
در كف دستم؟
تا بدانم همچنان هستم!
قيصر امين پور
۱۳۸۷ شهریور ۱۱, دوشنبه
نواي اسرار آميز
لارسن : آدم وقتي زندگي رو دوست نداره به درجات والا پناه مي بره.
زنوركو : و آدم وقتي تعالي را دوست نداره تو لجن زندگي فرو مي ره.
لارسن: ماجراي ما واقعيه، به هم نزديكيم، با هم حرف مي زنيم، هر روز همديگر و لمس مي كنيم. هر روز وقتي بيدار مي شم پشت گردنشو مي بينم. ما اين خطر و پذيرفتيم كه يا همديگر و راضي كنيم يا مايوس. شما هيچوقت شهامتشو نداشتيد كه يك زوج بسازيد.
زنوركو: آره ضعفشو نداشتم!
لارسن: شهامت! شهامت قبول كردن تعهد، اعتماد كردن. شهامت اينكه ديگه مرد رويايي نباشيد بلكه مرد واقعي باشيد. مي دونيد معني صميميت چيه؟ معنيش چيز ديگري نيست مگر آگاه بودن به حدود توانايي خود. . . . اما شما از صميميت فرار كرديد تا هرگز با ضعف هاي وجودتون رو به رو نشيد.
قسمتي از كتاب نواي اسرار آميز ، نوشته شده توسط: اريك_ امانوئل اشميت.
حتما" بخونيد،
زنوركو : و آدم وقتي تعالي را دوست نداره تو لجن زندگي فرو مي ره.
لارسن: ماجراي ما واقعيه، به هم نزديكيم، با هم حرف مي زنيم، هر روز همديگر و لمس مي كنيم. هر روز وقتي بيدار مي شم پشت گردنشو مي بينم. ما اين خطر و پذيرفتيم كه يا همديگر و راضي كنيم يا مايوس. شما هيچوقت شهامتشو نداشتيد كه يك زوج بسازيد.
زنوركو: آره ضعفشو نداشتم!
لارسن: شهامت! شهامت قبول كردن تعهد، اعتماد كردن. شهامت اينكه ديگه مرد رويايي نباشيد بلكه مرد واقعي باشيد. مي دونيد معني صميميت چيه؟ معنيش چيز ديگري نيست مگر آگاه بودن به حدود توانايي خود. . . . اما شما از صميميت فرار كرديد تا هرگز با ضعف هاي وجودتون رو به رو نشيد.
قسمتي از كتاب نواي اسرار آميز ، نوشته شده توسط: اريك_ امانوئل اشميت.
حتما" بخونيد،
۱۳۸۷ شهریور ۹, شنبه
قله سبلان
سرانجام بعد از مدتها انتظار ، موفق شدم با يكي از دوستان چهار شنبه و پنج شنبه گذشته به قله 4811 متري سبلان برم.
جاي شما خالي، سفر بسيار بسيار لذت بخش و خوبي بود. خاطره سفر رو در سه صفحه نوشته بودم ، ولي تصميم گرفتم بنا به دلائلي اون رو اينجا بيان نكنم.
اميدوارم همه اين قله رو برن و خودشون تجربه كنن. بعضي از عكسهاي كه گرفتم رو ببينيد و لذت ببريد.
جاي شما خالي، سفر بسيار بسيار لذت بخش و خوبي بود. خاطره سفر رو در سه صفحه نوشته بودم ، ولي تصميم گرفتم بنا به دلائلي اون رو اينجا بيان نكنم.
اميدوارم همه اين قله رو برن و خودشون تجربه كنن. بعضي از عكسهاي كه گرفتم رو ببينيد و لذت ببريد.
۱۳۸۷ شهریور ۱, جمعه
عاشقانه دوستت دارم
عشق را نه در کلام
نه در شعر ، نه در قصه
عشق را تنها در تو باید جست.
در قلب مهربانت که به بزرگی دریاست
در عمق وجودت که به روشنی آفتابست
در تک تک سلول هایت که به وسعت آسمانست.
چه زیباست،
زندگی
من
تو
عشق.
۱۳۸۷ مرداد ۲۶, شنبه
شناخت و درک تفاوتها
هر نوع تفکری که اصرار در برابری و یگانگی جنسی می کند، خطرناک است . چون چنین فرضیه ای رفتار یگانه از مرد و زنی می طلبد که دارای سازمان مغزی کاملا" متفاوت اند .
گاهی درک این مساله دشوار است که چرا طبیعت باید زن و مرد را چنین متفاوت از یکدیگر بسازد. اما شاید سازگار نبودن محیط فعلی ما با بیولوزی ماست که باعث می شود مساله چنین به نظر برسد.
وقتی ریشه این تفاوتها درک شود نه تنها زندگی برای ما راحت می شود، بلکه می توان آنها را تحسین کرد.
گاهی درک این مساله دشوار است که چرا طبیعت باید زن و مرد را چنین متفاوت از یکدیگر بسازد. اما شاید سازگار نبودن محیط فعلی ما با بیولوزی ماست که باعث می شود مساله چنین به نظر برسد.
وقتی ریشه این تفاوتها درک شود نه تنها زندگی برای ما راحت می شود، بلکه می توان آنها را تحسین کرد.
مرد به دنبال قدرت، مقام ، و رابطه جنسی است. زن ارتباط، آرامش و عشق می خواهد، این ویژگیها در ذات هر زن و مردی نهفته است. درک این واقعیت، میتواند گره گشا باشد به شرط آنکه شناخت ودرک بیشتری از خود و مکمل خودمون داشته باشیم.
شیرین کردن زندگی در دستان خودمونه ، جای دیگری دنبالش نگردیم.
۱۳۸۷ مرداد ۲۳, چهارشنبه
مردان تحليل رفته
برخي از نتايج تحقيقات صورت گرفته در خصوص زنان و مردان :1 - در دهه ی اخیر، زنان ، پیوند های خود را با قطب مونث افزایش داده اند و معتقد ند هر چه نر است بد است و بالعکس، هر چه خوب است ماده است.
2 - جنگجویی در زنان، امروزه در بسیاری از موارد، قوی تر از مردان شده است. نیروی در فرهنگ مدرن، جنگجویی را در زنان و دختران تشویق و در مردان و پسران تقبیح می کند.
3 - یک جدال آگاهانه بین زن و مرد بسیار مفید است و موضوعات را روشن می کند. زنان مشتاق به گفتگو هستند و علاقه مند هستند با مردی که می تواند خوب آنها را درك كند، زندگی کنند، لیکن بیشتر مردان فاقد این توانایی هستند.
4 - اصراری که در قرن اخیر برکاستی های مردان و زشتی های پدر سالاری وجود دارد، زنان را تشویق به خوار کردن مردان می کند. در نتيجه قدرت اعتماد بنفس از آنها گرفته شده و نمي توانند وظايف خود را بخوبي انجام دهند.
5 - وقتی که پدر نتواند نیازهای روحی و جسمی مادر را برآورده کند، نگاه مادر به طرف پسر برای ارضای احساساتش می چرخد. رویاهای مادر ممکن است این باشد که پسر انتقام همه ی خشونت های مردان را بگیرد و یا این که فکر گسترده تری نسبت به ارزش های زنان داشته باشد.
6 - اکثر پسران و مردان امروز فاقد غرور، وقار و بالندگی هستند. آنها بدلیل ضعف عملکرد پدر و نهادهای تربیتی الگوهای رفتاری مناسبی ندارند، لذا نمی توانند بعنوان یک مرد نقش خود را ایفاء نمایند.
بنظر می رسد گنجینه پرباری از خواست ها و تمایلات در روح زنان و مردان وجود دارد که متاسفانه مورد توجه قرار نگرفته در نتیجه رضایتمندی چندانی ازهمدیگر ندارند و از اين رو آسيب هاي جدي به هر دو وارد شده است.
۱۳۸۷ مرداد ۲۰, یکشنبه
قصه آيرون جان

رابرت بلاي، شاعر ، مترجم و يك سخنور بين المللي است. كتاب مرد مرد ( ترجمه فريدون معتمدي ) اولين كتاب نثر اوست. اين كتاب دست آورد 10 سال كار بلاي با مردان در طي جلسه ها و همايش هايي است كه به او كمك مي كرد تا معناي ژرف رشادت و مردانگي را دوباره كشف كنند. معنايي كه وراي عقايد و باورهاي سطحي جامعه ي امروزي آنهاست.
بلاي با استفاده از داستان هاي كهن تصاويري از توانمردي و مردانگي سرزنده كه هم حامي است هم تعادل احساسي و رواني را نشان مي دهد براي ما ترسيم مي كند.
بلاي قصه آريايي آيرون جان را كه قدمتي چندين هزار ساله دارد، چارچوب كتابش قرار مي دهد. در اين داستا ن ، مردي باستاني ، راهبر پسر بچه اي مي شود و هر ماجرا در داستان، به منزله ي پله اي در راه رشد به طرف مردانگي مورد بحث قرار مي گيرد.
بلاي متوجه مي شود كه مردان جوان به همان اندازه كه محتاج آب هستند، تشنه ي پدر يا راهبر هم هستند. شماري از مردان امروز در فراق راهبر يا پدر مسئول ، يا راه افراط در مال اندوزي را انتخاب مي كنن، يادر راه معنويات غرق مي شوند. در اين كتاب از نيروي داستانهاي كهن براي رهنمايي و بيان ژرف ترين حقايق استفاده شده است.
مطالبي كه قبلا" تحت عناوين:
- مرد درون و زن درون
- پدر تاريك شده
- مرد تحليل رفته
نوشته بودم ، با بهره برداري از اين كتاب بوده، خواندن اين كتاب را به پسران و مردان جوان پيشنهاد مي كنم.
بلاي با استفاده از داستان هاي كهن تصاويري از توانمردي و مردانگي سرزنده كه هم حامي است هم تعادل احساسي و رواني را نشان مي دهد براي ما ترسيم مي كند.
بلاي قصه آريايي آيرون جان را كه قدمتي چندين هزار ساله دارد، چارچوب كتابش قرار مي دهد. در اين داستا ن ، مردي باستاني ، راهبر پسر بچه اي مي شود و هر ماجرا در داستان، به منزله ي پله اي در راه رشد به طرف مردانگي مورد بحث قرار مي گيرد.
بلاي متوجه مي شود كه مردان جوان به همان اندازه كه محتاج آب هستند، تشنه ي پدر يا راهبر هم هستند. شماري از مردان امروز در فراق راهبر يا پدر مسئول ، يا راه افراط در مال اندوزي را انتخاب مي كنن، يادر راه معنويات غرق مي شوند. در اين كتاب از نيروي داستانهاي كهن براي رهنمايي و بيان ژرف ترين حقايق استفاده شده است.
مطالبي كه قبلا" تحت عناوين:
- مرد درون و زن درون
- پدر تاريك شده
- مرد تحليل رفته
نوشته بودم ، با بهره برداري از اين كتاب بوده، خواندن اين كتاب را به پسران و مردان جوان پيشنهاد مي كنم.
۱۳۸۷ مرداد ۱۴, دوشنبه
۱۳۸۷ مرداد ۱۳, یکشنبه
پدر تاريك شده
در روزگار ما ، وقتي پدر به عنوان دستاويزي براي تمسخر ظاهر مي شود، ويا مزرعه اي مناسب كشت سوء ظن ، يا احمقي بد اخلاق يا خميري آبكي از بي تصميمي ، بعد از اين تصاوير پسر مردانگي خود را به چه صورتي خواهد ديد؟
پسر دچار نااميدي و زجري پنهاني مي شود. آنها در گذشته ديد مادر را نسبت به پدر و همچنين ديد انتقادي جامعه را از پدر ، كه مجموعا" مساوي با نهي و طرد پدر است، ديده اند. پسر غير از اين كه از زنان كمك بخواهد چه مي تواند بكند؟
بعضي از پسران ، پنهاني چنان زجري را با خود حمل مي كنند كه حتي آن را با دختران نيز در ميان نمي گذارند. آنها بي آنكه بررسي كنند كه چرا پدرشان چنين است، داخل گرداب ترسناك نااميدي فرو مي روند واين ايده پديده پدر تحليل رفته و تاريك شده را قبول مي كنند. و با حمل اين راز از درون فرو مي پاشند، آنها اشتياق مشاركت در مسايل سياسي و اجتماعي را از دست مي دهند.آنها احساس مي كنند كه ديگر عقايدشان موضوعيتي ندارد، مرداني پنهان كار و زيرزميني مي شوند.. . .
اين ساختار كه امروز در آن زندگي مي كنيم ، نه احترامي براي خصوصيات و حالات احساسي مردانه قايل است نه احترامي براي حالات احساسي زنانه.
جامعه ما در اين زمان ، بيشتر از هر زمان ديگري نيازمند بازنگري روابط بين آدمها در خانواده و اجتماع است . سيستم تعليم و تربيت ما ، رفتار سياست مداران و علماي ديني ما نيازمند نقد و باز نگري است ، اگر مي خواهيم پيشرفتي در ابعاد مختلف داشته باشيم.
نا اميدي بزرگترين دشمن ماست و تمام تلاش خود را جهت تغيير و بهبود خواهيم كرد.
پسر دچار نااميدي و زجري پنهاني مي شود. آنها در گذشته ديد مادر را نسبت به پدر و همچنين ديد انتقادي جامعه را از پدر ، كه مجموعا" مساوي با نهي و طرد پدر است، ديده اند. پسر غير از اين كه از زنان كمك بخواهد چه مي تواند بكند؟
بعضي از پسران ، پنهاني چنان زجري را با خود حمل مي كنند كه حتي آن را با دختران نيز در ميان نمي گذارند. آنها بي آنكه بررسي كنند كه چرا پدرشان چنين است، داخل گرداب ترسناك نااميدي فرو مي روند واين ايده پديده پدر تحليل رفته و تاريك شده را قبول مي كنند. و با حمل اين راز از درون فرو مي پاشند، آنها اشتياق مشاركت در مسايل سياسي و اجتماعي را از دست مي دهند.آنها احساس مي كنند كه ديگر عقايدشان موضوعيتي ندارد، مرداني پنهان كار و زيرزميني مي شوند.. . .
اين ساختار كه امروز در آن زندگي مي كنيم ، نه احترامي براي خصوصيات و حالات احساسي مردانه قايل است نه احترامي براي حالات احساسي زنانه.
جامعه ما در اين زمان ، بيشتر از هر زمان ديگري نيازمند بازنگري روابط بين آدمها در خانواده و اجتماع است . سيستم تعليم و تربيت ما ، رفتار سياست مداران و علماي ديني ما نيازمند نقد و باز نگري است ، اگر مي خواهيم پيشرفتي در ابعاد مختلف داشته باشيم.
نا اميدي بزرگترين دشمن ماست و تمام تلاش خود را جهت تغيير و بهبود خواهيم كرد.
۱۳۸۷ مرداد ۶, یکشنبه
بخاطر داشته باش
Remember your
a B Cs
avoid negative sources. People
Places. Things and habits
Believe in yourself
a B Cs
avoid negative sources. People
Places. Things and habits
Believe in yourself
consider things from every angle
Don’t give up. And don’t give in
enjoy life today yesterday is gone
and tomorrow may never come
Family and friends are hidden treasures
Seek them and enjoy their riches
Give more than you planned to give
Hang on to your dreams
Ignore those those who try to discourage you
Just do it
Keep on trying No matter how hard it seem
It will get easier
Love yourself first and most
make it happen
never lie cheat or steal
Always strike a fair deal
Open your eyes
And see things as they really are
Practice makes perfect
Quitters never win. and winners never quit
Read. Study and learn about
Everything important in your life
Stop procrastinating
Take control or your own destiny
Understand yourself in order to
better understand others
Visualize it
Want it more than anything
excel at doing your best
You can do anything you set out to do
Zero in on your target and go for it
Enjoy the day
Don’t give up. And don’t give in
enjoy life today yesterday is gone
and tomorrow may never come
Family and friends are hidden treasures
Seek them and enjoy their riches
Give more than you planned to give
Hang on to your dreams
Ignore those those who try to discourage you
Just do it
Keep on trying No matter how hard it seem
It will get easier
Love yourself first and most
make it happen
never lie cheat or steal
Always strike a fair deal
Open your eyes
And see things as they really are
Practice makes perfect
Quitters never win. and winners never quit
Read. Study and learn about
Everything important in your life
Stop procrastinating
Take control or your own destiny
Understand yourself in order to
better understand others
Visualize it
Want it more than anything
excel at doing your best
You can do anything you set out to do
Zero in on your target and go for it
Enjoy the day
۱۳۸۷ مرداد ۲, چهارشنبه
واقع بيني
حقيقت چيست، واقعيت كدام است ؟
آرمان گرايي چيز خيلي خوبيه، ولي اگر خواستي كاري رو انجام بدي بهتره كه واقعيت گرا باشي ، چرا كه بيشتر اوقات فاصله زيادي بين اين دو وجود داره و اكثر آدمهاي آرمانگرا وقتي با ناكامي و مشكلات روبرو ميشن از نظر روحي ضربه مي خورند.
در دنياي واقعي ، هميشه اوضاع آنطوري كه ما دلمون مي خواهد پيش نمي ره و كنترل وضعيت به عوامل متعددي بستگي داره كه ممكنه خيليش دست ما نباشه و بعضي وقتها تلاش ما نتيجه معكوس خواهد داشت.
اينجاست كه اگر بتوني خودتو مديريت كني و با استفاده از تجارب ديگران ، هنر و خلاقيت خودتو بكار بگيري و ابتكار عمل داشته باشي ، ممكنه به هدفت برسي ولي اگر با وجود همه تلاشهايت موفق نشدي، وضعيت پيش آمده را بپذير و از آن استقبال كن. زيرا حتما" سودي در آن نهفته است كه تو بيخبري و آينده همه چيز رو روشن خواهد كرد. به شرط اينكه صبور و بردبار باشي.
۱۳۸۷ تیر ۲۵, سهشنبه
روان انسان

در اوایل قرن بیستم ، کارل گوستاو یونگ این مفاهیم را به صورت علمی توضیح و تئوری کهن الگو را پایه گذاری نمود که نهایتا" منجر به رشته ای از روان شناسی شد، که امروز به نام روانشناسی عمقی معروف است. ساختار روان از نظر یونگ را می توان چنین خلاصه کرد.
persona : ماسک یا نقاب، آن شخصیتی كه ما در روابط رسمی یا محيط هاي كاري خود به جامعه نشان مي دهيم . مثل رفتاري كه يك دكتر در مطب خود نشان مي دهد يا رفتاري كه يك معلم در كلاس دارد.
persona : ماسک یا نقاب، آن شخصیتی كه ما در روابط رسمی یا محيط هاي كاري خود به جامعه نشان مي دهيم . مثل رفتاري كه يك دكتر در مطب خود نشان مي دهد يا رفتاري كه يك معلم در كلاس دارد.
Ego : منيت يا آنچه كه ما من مي گوييم ، آن قسمتي از روان است كه براي ما شناخته شده است گر چه كوچك ترين بخش روان است اما راه بري روان را در دست دارد.
Shadow : سايه يا حجاب آن قسمت از روان است كه بر روي لايه هاي عميق تر ما سايه مي اندازد يا چهره آن را به واسطه ي حجاب پنهان مي كند. اين قسمت روان شخصي است و در هر كس متفاوت و بنا به تجربيات شخصي و محيط زندگي و . . . . شكل مي گيرد. به مجموع سايه آنيما و آنيموس ناخودآگاه شخصي هم گفته مي شود.
Self : خويشتن يا ناخودآگاه جمعي در تمام انسانها مشترك است و جايگاه كهن الگوها و در نتيجه نيرو ي محركه روان و جايگاه تمام قدر ت هاي رواني انسان و ناشناخته ترين قسمت برايگو است.
آنيما و آنيموس
آنيما يا مونث درون موجودي غني پيچيده و مبهم با جنبه هاي بسيار است. تا عمق ضمير ناخودآگاه جمعي ، يعني عميق ترين لايه روان ما دست مي اندارد . آنيما تجسم تمام تجربياتي كه مرد از مادر و زنان دارد را در بر مي گيرد و با جنبه هاي ناشناخته در درون مرد مي آميزد و تصوير منحصر به فردي ايجاد مي كند. اين تصوير، آنيما را به صورت موجودي سرنوشت ساز در ميآورد. وازه سرنوشت اينجا يك لغت كليدي است، وقتي آنيما فعال مي شود، مرد در مي يابد كه چيزي سرنوشت ساز – چه خوب و چه بد – در حال اتفاق است.
آنيما همانند همه ي كهن الگوها، وحدت متناقض نماي ضدين است.هم يك روسپي بدكاره و هم دوشيزه اي نيك رفتار . چرا متناقض نما؟ تناقض و ضديت مفهوم هايي هستند انساني، زاده ايگو يا منيت عقل گرا و خودبين. آن چه را كه به نفع خود مي داند " خوب " و آن ديگري را " بد " تعريف مي كند. در صورتي كه همه اينها از يك منشا زاده شده اند و دو روي يك سكه هستند، و سكه ي يك رو نمي تواند وجود داشته باشد.
اولين تجلي اصلي آنيما تقريبا" هميشه از طريق فرافكني صورت مي گيرد. مردي ، زني را مي بيند، قلبش به تبش مي افتد و عاشق آن زن مي شود. اين پدپده فرافنكي آنيما است. فرافكني يعني اين كه قدرت اين كشش از درون مي آيد نه از بيرون .
گاهي اين فرافكني به صورت آني اتفاق مي افتد كه به عشق در نگاه اول معروف است. اما در عين حال مي تواند به صورت آني هم از بين برود، با ديدن يك لغزش يا يك كوتاهي از طرف آن زن ، ديگر آن زن مطابق تصوير فرافكن شده آنيما نخواهد بود از چشم خواهد افتاد. عشق هاي زود گذز به معناي آن هستند كه عنصر سرنوشت ساز فرافكني به فعاليت نيفتاده است.
وقتي عنصر سرنوشت ساز فعال مي شود ودر زن خاصي ماندگار مي گردد، آن زماني است كه زن ، در خوشي و ناخوشي ، به سرنوشت مرد تبديل مي شود، و هرچه مرد سعي مي كند از دام آن زن يا تصوير فرافكن شده ي خود، خود را خلاص كند نمي تواند . در اين جا بايد تا كيد شود كه اين زن نيست كه مرد را در دام مي اندازد ، اين آنيماي مرد است كه دام گستري مي كند.
شيوه ديگري كه آنيما مي تواند خود را به نمايش بگذارد تسخيرايگو و يا بهتر بگويم اغواي ايگو از طريق فرا فكني بيروني است، اگر ايگو خود را با آنيما يكسان پندارد، آن وقت مرد به موجود زن آساي زخم خورده اي تبد يل مي شود كه مدام مشغول نك و نال است. در اين حالت جنبه كودكانه در درون مرد به فعاليت مي افتد و ايگو توقع پيدا مي كند كه همه در حق او مادري كنند حتي جهان هستي . در حالت خفيف تر با چيزي روبرو هستيم كه دم دمي مزاجي هاي آنيما گفته مي شود و اغلب در كش مكش ها و ناسازگاري هاي عشقي و زنا شويي بروز مي كند. پس جاي تعجب نيست كه گاه بعضي از مسائل زناشويي مادامي كه حداقل يكي از طرفين به كاركرد آنيما آگاه نشود تا ابد ادامه پيدا مي كند.
آنيموس :
اغلب آنچه در مورد آنيما گفته شد در مورد آنيموس ( مرد درون زن ) هم مصداق دارد. آنيموس هم همانند آنيما تركيبي از عوامل كهن الگويي و تجربيات شخصي است و اغلب همانطور كه مادر هر مردي سهمي در ايجاد آنيماي او دارد پدر هر زني هم سهم قابل ملاحظه اي در ايجاد تصوير آنيموس زن دارد. در موردآنيموس هم همان عوامل سرنوشت ساز و همان ابهام ها و همان وحدت ضدين مصداق دارد.
آنيموس از يك طرف عالي ترين نوع راهنما يا نجات بخش روحاني و از طرف ديگر يك تجاوزگر جنسي و يك خشونت گر است. اين ها دو سوي يك سكه هستند، ادغام اين دو تصوير در يك ديگر و باز شناختن آنها به عنوان يك وحدت براي زنان و مردان كار ساده اي نيست . دست يافتن به اين ميزان از يك پارچگي و توانايي ديدن وراي اين كه هردو ، دو سوي يك پديده اند يا از يك منشا سرچشمه گرفته اند، خود يك دستاورد مهم روان شناختي و به تماميت رسيدن است ( البته نه به كمال ).
قانون كلي اينست كه آنيموس بيشتر با عقل و آنيما بيشتر با دل سرو كار دارد.آنيموس به طور كلي بيشتر در مردها و آنيما بيشتر در زن ها فعال است. ( اسم مرد درون و زن درون از همين جا آمده است ) . ولي اين ارجحيتي براي هيچ كدام نيست . چرا كه مرد عمر خود را صرف دست و پنجه نرم كردن با آنيماي خود خواهد كرد و زن با آنيموس اش. درك عملكرد اين دو كمك شاياني به سلامت روابط ما خواهد كرد.
اميدوارم مطالب ذكر شده مورد توجه و استفاده قرار گيرد
۱۳۸۷ تیر ۲۱, جمعه
قدر ت هاي ما
بهترین و زیباترین چیزهای عالم، هرگز نه قابل دیدن هستند، نه قابل لمس کردن بلکه در قلب انسان احساس می شود.
ما همه تشنه عشق و عشق ورزیدن در روابط اجتماعی خود هستیم.
ما همه از این قابلیت برخورداریم، که این احساس رو در وجودمون خلق کنیم.
ما همه از قدرت دوست داشتن و مورد عشق و محبت دیگران قرار گرفتن بهره مند هستیم.
ما همه می توانیم روابطی دوستانه و بسیار محبت آمیز برقرار سازیم، مهم نیست در کدام نقطه از این عالم هستی به سر می بریم، تنها و مجرد هستیم و یا در رابطه ایی ناخوشایند گرفتاریم. زندگی می تواند در هر لحظه که اراده کنیم تغییر یابد و ما از این قدرت بهره مندیم.
بنظر شما این قدرت و توانایی چه چیزهایی میتونه باشه؟ بهتره روی این موضوع یه کمی فکر کنیم.
خوب بهتره بعضی از این توانائی ها رو با هم مرور کنیم:
قدرت اندیشه: عشق با افکار و اند یشه هایمان آغاز می شود. ما به هر آنچه بیند یشیم، مبدل خواهیم شد. اندیشه های عاشقانه روابطی محبت آمیز و عاطفی می آفریند. تفکر درباره شریک زندگی ایده آل خود، می تواند کمکی موثر در جهت شناسایی این شخص در زمانی باشد که قدم به زندگی ما می گذارد.
قدرت احترام: ما نمی توانیم کسی یا چیزی رو دوست داشته باشیم، مگر آنکه به او احترام لازم را قائل شویم. در این رابطه بهتر است از خود بپرسیم، چه چیزهایی در وجود او برایم قابل احترام و تقدیر است؟
قدرت بذل و بخشش: پیش از آنکه به رابطه عاطفی وارد شوید، از خودتان بپرسید چه چیزهایی قادرید به او هدیه کنید.
قدرت دوستی: برای یافتن عشق واقعی، نخست باید یک دوست واقعی بیابید.
قدرت لمس: حالات فیزیکی و عاطفی ما را دستخوش تغییر و دگرگونی می سازد، و ما را نسبت به ندای عشق پذیراتر می سازد. و یکی از قدرتمندترین شیوه های بیان عشق است.
قدرت رها کردن: چنانچه چیزی را دوست می دارید، سعی کنید آن را آزاد بگذارید. چنانچه به سراغتان بازگشت، پس یقینا" به شما تعلق دارد. حتی در یک رابطه عاطفی ، انسانها به فضایی برای تنفس نیاز دارند. عشق بدین معناست که انسان همه ترسها و تعصبات و خودخواهی ها و شرایط مخصوص اطراف خود را رها سازد.
قدرت برقراری ارتباط: هنگامی که بیاموزیم چگونه با کمال صمیمیت و صداقت و راستی با دیگران ارتباط برقرار کنیم، زندگی دستخوش تغییر و تحولی بسیار خوشایند خواهد شد. اجازه دهید همه کسانی که شما به آنها عشق می ورزید، از علاقه و محبت شما نسبت به خودشون خبر داشته باشند، بگذارید بدانند تا چه اندازه برای شما مهم و ارزشمند و محترم و عزیز هستند.
قدرت تعهد: چنانچه خواهان بهره مند شدن از روابطی عاشقانه و محبت آمیز هستید، باید حتما" به روابط عاطفی تان متعهد باشید. احساس تعهد، بهترین و حقیقی ترین آزمایش در درس عشق محسوب می شود.
قدرت احساسات پر شور: احساسات پر شور، از طریق جذابیت جنسی و جسمانی پدید نمی آید، بلکه از حس تعهدی عمیق و نیز شور و هیجان ایجاد می گردد. کارهای غیره منتظره و غافلگیرکننده که از ماهیتی خوشایند برخوردار باشند، می توانند احساسات پر شور را در وجود انسان ، دوباره زنده سازد.
قدرت اعتماد: حس اعتماد در هر رابطه عاطفی لازم و ضروری است. بدون اعتماد، یکی از طرفین به موجودی شکاک و نگران مبدل می گردد و طرف دیگر به موجودی که همواره گرفتار و زندانی است و در نهایت رابطه ای بر اساس ترس و ناامنی ایجاد می گردد. هیچ انسانی نمی تواند کسی را کاملا" دوست بدارد، مگر آن که به او صد در صد اعتماد داشته باشد. یکی از راه هایی که میتوانید دریا بید آیا طرف مقابلتان، برای یک زندگی مشترک مناسب خواهد بود یا نه، اینست که از خود بپرسید: آیا من حقیقتا" و کاملا" به این شخص اعتماد دارم؟
امیدوارم قدرت هایی که نام برده شد را بدست آورده و از آنها استفاده کنید تا خوشبختی رو بیشتر احساس کنید.
ما همه تشنه عشق و عشق ورزیدن در روابط اجتماعی خود هستیم.
ما همه از این قابلیت برخورداریم، که این احساس رو در وجودمون خلق کنیم.
ما همه از قدرت دوست داشتن و مورد عشق و محبت دیگران قرار گرفتن بهره مند هستیم.
ما همه می توانیم روابطی دوستانه و بسیار محبت آمیز برقرار سازیم، مهم نیست در کدام نقطه از این عالم هستی به سر می بریم، تنها و مجرد هستیم و یا در رابطه ایی ناخوشایند گرفتاریم. زندگی می تواند در هر لحظه که اراده کنیم تغییر یابد و ما از این قدرت بهره مندیم.
بنظر شما این قدرت و توانایی چه چیزهایی میتونه باشه؟ بهتره روی این موضوع یه کمی فکر کنیم.
خوب بهتره بعضی از این توانائی ها رو با هم مرور کنیم:
قدرت اندیشه: عشق با افکار و اند یشه هایمان آغاز می شود. ما به هر آنچه بیند یشیم، مبدل خواهیم شد. اندیشه های عاشقانه روابطی محبت آمیز و عاطفی می آفریند. تفکر درباره شریک زندگی ایده آل خود، می تواند کمکی موثر در جهت شناسایی این شخص در زمانی باشد که قدم به زندگی ما می گذارد.
قدرت احترام: ما نمی توانیم کسی یا چیزی رو دوست داشته باشیم، مگر آنکه به او احترام لازم را قائل شویم. در این رابطه بهتر است از خود بپرسیم، چه چیزهایی در وجود او برایم قابل احترام و تقدیر است؟
قدرت بذل و بخشش: پیش از آنکه به رابطه عاطفی وارد شوید، از خودتان بپرسید چه چیزهایی قادرید به او هدیه کنید.
قدرت دوستی: برای یافتن عشق واقعی، نخست باید یک دوست واقعی بیابید.
قدرت لمس: حالات فیزیکی و عاطفی ما را دستخوش تغییر و دگرگونی می سازد، و ما را نسبت به ندای عشق پذیراتر می سازد. و یکی از قدرتمندترین شیوه های بیان عشق است.
قدرت رها کردن: چنانچه چیزی را دوست می دارید، سعی کنید آن را آزاد بگذارید. چنانچه به سراغتان بازگشت، پس یقینا" به شما تعلق دارد. حتی در یک رابطه عاطفی ، انسانها به فضایی برای تنفس نیاز دارند. عشق بدین معناست که انسان همه ترسها و تعصبات و خودخواهی ها و شرایط مخصوص اطراف خود را رها سازد.
قدرت برقراری ارتباط: هنگامی که بیاموزیم چگونه با کمال صمیمیت و صداقت و راستی با دیگران ارتباط برقرار کنیم، زندگی دستخوش تغییر و تحولی بسیار خوشایند خواهد شد. اجازه دهید همه کسانی که شما به آنها عشق می ورزید، از علاقه و محبت شما نسبت به خودشون خبر داشته باشند، بگذارید بدانند تا چه اندازه برای شما مهم و ارزشمند و محترم و عزیز هستند.
قدرت تعهد: چنانچه خواهان بهره مند شدن از روابطی عاشقانه و محبت آمیز هستید، باید حتما" به روابط عاطفی تان متعهد باشید. احساس تعهد، بهترین و حقیقی ترین آزمایش در درس عشق محسوب می شود.
قدرت احساسات پر شور: احساسات پر شور، از طریق جذابیت جنسی و جسمانی پدید نمی آید، بلکه از حس تعهدی عمیق و نیز شور و هیجان ایجاد می گردد. کارهای غیره منتظره و غافلگیرکننده که از ماهیتی خوشایند برخوردار باشند، می توانند احساسات پر شور را در وجود انسان ، دوباره زنده سازد.
قدرت اعتماد: حس اعتماد در هر رابطه عاطفی لازم و ضروری است. بدون اعتماد، یکی از طرفین به موجودی شکاک و نگران مبدل می گردد و طرف دیگر به موجودی که همواره گرفتار و زندانی است و در نهایت رابطه ای بر اساس ترس و ناامنی ایجاد می گردد. هیچ انسانی نمی تواند کسی را کاملا" دوست بدارد، مگر آن که به او صد در صد اعتماد داشته باشد. یکی از راه هایی که میتوانید دریا بید آیا طرف مقابلتان، برای یک زندگی مشترک مناسب خواهد بود یا نه، اینست که از خود بپرسید: آیا من حقیقتا" و کاملا" به این شخص اعتماد دارم؟
امیدوارم قدرت هایی که نام برده شد را بدست آورده و از آنها استفاده کنید تا خوشبختی رو بیشتر احساس کنید.
۱۳۸۷ تیر ۵, چهارشنبه
آدمهاي بي هويت !!
چرا!؟ چرا بعضي از آدمها از بيان و قبول واقعيت ترس دارند و يا نمي خواهند مسئوليت كارهاشون رو بعهده بگيرند، در نتيجه مجبور به دروغ گفتن و يا انجام كارهاي اشتباه ديگري مي شوند كه در نتيجه وضع رو از آنچه كه هست بدتر مي كنند.
به نظرم اين موضوع چند دليل مي تونه داشته باشه، بعنوان مثال:
- چون مي ترسند مشكلاتي براشون پيش بياد از قبيل ، ترس از دست دادن موقعيت، پول ، مقام ، آبرو ، خانواده و .. . .
- اصلا" متوجه نيستند يعني فكر مي كنند، واقعيت اونطوري هست كه آنها مي ببينن، بعبارت ديگر : عدم شناخت واقعيت و تحليل اشتباه از موضوع .
- دسته ديگركاملا" مي فهمند دارند چيكار مي كنند ولي بخاطر رسيدن به اهدافشان و كسب منافع اين رفتار رو دارند، كه متاسفانه تعداد اينگونه آدمها در جامعه ما بسيار زياد است.
بهر حال اين موضوع هر دليلي كه داشته باشه ، نشاندهنده اينست كه شخصيت فرد بخوبي شكل نگرفته و به بلوغ فكري نرسيده است. غرض از طرح اين مسئله فراواني اين رفتار بين آدمهاي دوروبرمون است كه با كارهاشون مسائل و مشكلات زيادي براي خودشون و اطرافيانشون و جامعه درست مي كنند.
۱۳۸۷ تیر ۱, شنبه
ما هم اومديم، آمدني ديگر
هميشه كارهاي نو و تازه همراه با لذت و يك نوع دلشوره است، ولي بايد شروع كرد و از فرصتها بهره برداري نمود. اينكار هم براي خودش عالمي دارد وحسن آن اينست كه جريان نقد انديشه ها شروع و از اين طريق علاوه بر ايجاد ارتباط با ديگران ، تبادل اطلاعات نيز انجام مي شود.
خدايا به ما فرصت استفاده از تمام نعمت هايت و شاكر بودن عطا فرما
خدايا به ما فرصت استفاده از تمام نعمت هايت و شاكر بودن عطا فرما
اشتراک در:
پستها (Atom)
بايگانی وبلاگ
درباره من
- mohammad
- ليسانس علوم تربيتي از دانشگاه علامه طباطبايي ، فوق ليسانس برنامه ريزي از دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران مركزي. علاقه مند به كارهاي پژوهشي ، تحقيقي و آموزشي ، ورزش ( واليبال، تنيس روي ميز، كوه پيمايي، شطرنج و ...)
