۱۳۸۷ مرداد ۶, یکشنبه

بخاطر داشته باش

Remember your
a B Cs

avoid negative sources. People
Places. Things and habits

Believe in yourself
consider things from every angle
Don’t give up. And don’t give in
enjoy life today yesterday is gone
and tomorrow may never come


Family and friends are hidden treasures
Seek them and enjoy their riches
G
ive more than you planned to give
Hang on to your dreams
Ignore those those who try to discourage you
Just do it


Keep on trying No matter how hard it seem
It will get easier
L
ove yourself first and most
make it happen
never lie cheat or steal
Always strike a fair deal
O
pen your eyes
And see things as they really are


Practice makes perfect
Quitters never win. and winners never quit
Read. Study and learn about
Everything important in your life

Stop procrastinating
Take control or your own destiny
Understand yourself in order to
better understand others



Visualize it
Want it more than anything
excel at doing your best
You can do anything you set out to do
Zero in on your target and go for it


Enjoy the day

۱۳۸۷ مرداد ۲, چهارشنبه

واقع بيني



حقيقت چيست، واقعيت كدام است ؟

آرمان گرايي چيز خيلي خوبيه، ولي اگر خواستي كاري رو انجام بدي بهتره كه واقعيت گرا باشي ، چرا كه بيشتر اوقات فاصله زيادي بين اين دو وجود داره و اكثر آدمهاي آرمانگرا وقتي با ناكامي و مشكلات روبرو ميشن از نظر روحي ضربه مي خورند.
در دنياي واقعي ، هميشه اوضاع آنطوري كه ما دلمون مي خواهد پيش نمي ره و كنترل وضعيت به عوامل متعددي بستگي داره كه ممكنه خيليش دست ما نباشه و بعضي وقتها تلاش ما نتيجه معكوس خواهد داشت.


اينجاست كه اگر بتوني خودتو مديريت كني و با استفاده از تجارب ديگران ، هنر و خلاقيت خودتو بكار بگيري و ابتكار عمل داشته باشي ، ممكنه به هدفت برسي ولي اگر با وجود همه تلاشهايت موفق نشدي، وضعيت پيش آمده را بپذير و از آن استقبال كن. زيرا حتما" سودي در آن نهفته است كه تو بيخبري و آينده همه چيز رو روشن خواهد كرد. به شرط اينكه صبور و بردبار باشي.

۱۳۸۷ تیر ۲۵, سه‌شنبه

روان انسان



مرد درون Animus و زن درون Ainma
در اوایل قرن بیستم ، کارل گوستاو یونگ این مفاهیم را به صورت علمی توضیح و تئوری کهن الگو را پایه گذاری نمود که نهایتا" منجر به رشته ای از روان شناسی شد، که امروز به نام روانشناسی عمقی معروف است. ساختار روان از نظر یونگ را می توان چنین خلاصه کرد.

persona : ماسک یا نقاب، آن شخصیتی كه ما در روابط رسمی یا محيط هاي كاري خود به جامعه نشان مي دهيم . مثل رفتاري كه يك دكتر در مطب خود نشان مي دهد يا رفتاري كه يك معلم در كلاس دارد.

Ego : منيت يا آنچه كه ما من مي گوييم ، آن قسمتي از روان است كه براي ما شناخته شده است گر چه كوچك ترين بخش روان است اما راه بري روان را در دست دارد.

Shadow : سايه يا حجاب آن قسمت از روان است كه بر روي لايه هاي عميق تر ما سايه مي اندازد يا چهره آن را به واسطه ي حجاب پنهان مي كند. اين قسمت روان شخصي است و در هر كس متفاوت و بنا به تجربيات شخصي و محيط زندگي و . . . . شكل مي گيرد. به مجموع سايه آنيما و آنيموس ناخودآگاه شخصي هم گفته مي شود.

Self : خويشتن يا ناخودآگاه جمعي در تمام انسانها مشترك است و جايگاه كهن الگوها و در نتيجه نيرو ي محركه روان و جايگاه تمام قدر ت هاي رواني انسان و ناشناخته ترين قسمت برايگو است.

آنيما و آنيموس
آنيما يا مونث درون موجودي غني پيچيده و مبهم با جنبه هاي بسيار است. تا عمق ضمير ناخودآگاه جمعي ، يعني عميق ترين لايه روان ما دست مي اندارد . آنيما تجسم تمام تجربياتي كه مرد از مادر و زنان دارد را در بر مي گيرد و با جنبه هاي ناشناخته در درون مرد مي آميزد و تصوير منحصر به فردي ايجاد مي كند. اين تصوير، آنيما را به صورت موجودي سرنوشت ساز در ميآورد. وازه سرنوشت اينجا يك لغت كليدي است، وقتي آنيما فعال مي شود، مرد در مي يابد كه چيزي سرنوشت ساز – چه خوب و چه بد – در حال اتفاق است.

آنيما همانند همه ي كهن الگوها، وحدت متناقض نماي ضدين است.هم يك روسپي بدكاره و هم دوشيزه اي نيك رفتار . چرا متناقض نما؟ تناقض و ضديت مفهوم هايي هستند انساني، زاده ايگو يا منيت عقل گرا و خودبين. آن چه را كه به نفع خود مي داند " خوب " و آن ديگري را " بد " تعريف مي كند. در صورتي كه همه اينها از يك منشا زاده شده اند و دو روي يك سكه هستند، و سكه ي يك رو نمي تواند وجود داشته باشد.
اولين تجلي اصلي آنيما تقريبا" هميشه از طريق فرافكني صورت مي گيرد. مردي ، زني را مي بيند، قلبش به تبش مي افتد و عاشق آن زن مي شود. اين پدپده فرافنكي آنيما است. فرافكني يعني اين كه قدرت اين كشش از درون مي آيد نه از بيرون .

گاهي اين فرافكني به صورت آني اتفاق مي افتد كه به عشق در نگاه اول معروف است. اما در عين حال مي تواند به صورت آني هم از بين برود، با ديدن يك لغزش يا يك كوتاهي از طرف آن زن ، ديگر آن زن مطابق تصوير فرافكن شده آنيما نخواهد بود از چشم خواهد افتاد. عشق هاي زود گذز به معناي آن هستند كه عنصر سرنوشت ساز فرافكني به فعاليت نيفتاده است.

وقتي عنصر سرنوشت ساز فعال مي شود ودر زن خاصي ماندگار مي گردد، آن زماني است كه زن ، در خوشي و ناخوشي ، به سرنوشت مرد تبديل مي شود، و هرچه مرد سعي مي كند از دام آن زن يا تصوير فرافكن شده ي خود، خود را خلاص كند نمي تواند . در اين جا بايد تا كيد شود كه اين زن نيست كه مرد را در دام مي اندازد ، اين آنيماي مرد است كه دام گستري مي كند.

شيوه ديگري كه آنيما مي تواند خود را به نمايش بگذارد تسخيرايگو و يا بهتر بگويم اغواي ايگو از طريق فرا فكني بيروني است، اگر ايگو خود را با آنيما يكسان پندارد، آن وقت مرد به موجود زن آساي زخم خورده اي تبد يل مي شود كه مدام مشغول نك و نال است. در اين حالت جنبه كودكانه در درون مرد به فعاليت مي افتد و ايگو توقع پيدا مي كند كه همه در حق او مادري كنند حتي جهان هستي . در حالت خفيف تر با چيزي روبرو هستيم كه دم دمي مزاجي هاي آنيما گفته مي شود و اغلب در كش مكش ها و ناسازگاري هاي عشقي و زنا شويي بروز مي كند. پس جاي تعجب نيست كه گاه بعضي از مسائل زناشويي مادامي كه حداقل يكي از طرفين به كاركرد آنيما آگاه نشود تا ابد ادامه پيدا مي كند.

آنيموس :
اغلب آنچه در مورد آنيما گفته شد در مورد آنيموس ( مرد درون زن ) هم مصداق دارد. آنيموس هم همانند آنيما تركيبي از عوامل كهن الگويي و تجربيات شخصي است و اغلب همانطور كه مادر هر مردي سهمي در ايجاد آنيماي او دارد پدر هر زني هم سهم قابل ملاحظه اي در ايجاد تصوير آنيموس زن دارد. در موردآنيموس هم همان عوامل سرنوشت ساز و همان ابهام ها و همان وحدت ضدين مصداق دارد.

آنيموس از يك طرف عالي ترين نوع راهنما يا نجات بخش روحاني و از طرف ديگر يك تجاوزگر جنسي و يك خشونت گر است. اين ها دو سوي يك سكه هستند، ادغام اين دو تصوير در يك ديگر و باز شناختن آنها به عنوان يك وحدت براي زنان و مردان كار ساده اي نيست . دست يافتن به اين ميزان از يك پارچگي و توانايي ديدن وراي اين كه هردو ، دو سوي يك پديده اند يا از يك منشا سرچشمه گرفته اند، خود يك دستاورد مهم روان شناختي و به تماميت رسيدن است ( البته نه به كمال ).

قانون كلي اينست كه آنيموس بيشتر با عقل و آنيما بيشتر با دل سرو كار دارد.آنيموس به طور كلي بيشتر در مردها و آنيما بيشتر در زن ها فعال است. ( اسم مرد درون و زن درون از همين جا آمده است ) . ولي اين ارجحيتي براي هيچ كدام نيست . چرا كه مرد عمر خود را صرف دست و پنجه نرم كردن با آنيماي خود خواهد كرد و زن با آنيموس اش. درك عملكرد اين دو كمك شاياني به سلامت روابط ما خواهد كرد.

اميدوارم مطالب ذكر شده مورد توجه و استفاده قرار گيرد

۱۳۸۷ تیر ۲۱, جمعه

قدر ت هاي ما

بهترین و زیباترین چیزهای عالم، هرگز نه قابل دیدن هستند، نه قابل لمس کردن بلکه در قلب انسان احساس می شود.

ما همه تشنه عشق و عشق ورزیدن در روابط اجتماعی خود هستیم.
ما همه از این قابلیت برخورداریم، که این احساس رو در وجودمون خلق کنیم.
ما همه از قدرت دوست داشتن و مورد عشق و محبت دیگران قرار گرفتن بهره مند هستیم.
ما همه می توانیم روابطی دوستانه و بسیار محبت آمیز برقرار سازیم، مهم نیست در کدام نقطه از این عالم هستی به سر می بریم، تنها و مجرد هستیم و یا در رابطه ایی ناخوشایند گرفتاریم. زندگی می تواند در هر لحظه که اراده کنیم تغییر یابد و ما از این قدرت بهره مندیم.
بنظر شما این قدرت و توانایی چه چیزهایی میتونه باشه؟ بهتره روی این موضوع یه کمی فکر کنیم.

خوب بهتره بعضی از این توانائی ها رو با هم مرور کنیم:

قدرت اندیشه: عشق با افکار و اند یشه هایمان آغاز می شود. ما به هر آنچه بیند یشیم، مبدل خواهیم شد. اندیشه های عاشقانه روابطی محبت آمیز و عاطفی می آفریند. تفکر درباره شریک زندگی ایده آل خود، می تواند کمکی موثر در جهت شناسایی این شخص در زمانی باشد که قدم به زندگی ما می گذارد.

قدرت احترام: ما نمی توانیم کسی یا چیزی رو دوست داشته باشیم، مگر آنکه به او احترام لازم را قائل شویم. در این رابطه بهتر است از خود بپرسیم، چه چیزهایی در وجود او برایم قابل احترام و تقدیر است؟

قدرت بذل و بخشش: پیش از آنکه به رابطه عاطفی وارد شوید، از خودتان بپرسید چه چیزهایی قادرید به او هدیه کنید.

قدرت دوستی: برای یافتن عشق واقعی، نخست باید یک دوست واقعی بیابید.

قدرت لمس: حالات فیزیکی و عاطفی ما را دستخوش تغییر و دگرگونی می سازد، و ما را نسبت به ندای عشق پذیراتر می سازد. و یکی از قدرتمندترین شیوه های بیان عشق است.

قدرت رها کردن: چنانچه چیزی را دوست می دارید، سعی کنید آن را آزاد بگذارید. چنانچه به سراغتان بازگشت، پس یقینا" به شما تعلق دارد. حتی در یک رابطه عاطفی ، انسانها به فضایی برای تنفس نیاز دارند. عشق بدین معناست که انسان همه ترسها و تعصبات و خودخواهی ها و شرایط مخصوص اطراف خود را رها سازد.

قدرت برقراری ارتباط: هنگامی که بیاموزیم چگونه با کمال صمیمیت و صداقت و راستی با دیگران ارتباط برقرار کنیم، زندگی دستخوش تغییر و تحولی بسیار خوشایند خواهد شد. اجازه دهید همه کسانی که شما به آنها عشق می ورزید، از علاقه و محبت شما نسبت به خودشون خبر داشته باشند، بگذارید بدانند تا چه اندازه برای شما مهم و ارزشمند و محترم و عزیز هستند.

قدرت تعهد: چنانچه خواهان بهره مند شدن از روابطی عاشقانه و محبت آمیز هستید، باید حتما" به روابط عاطفی تان متعهد باشید. احساس تعهد، بهترین و حقیقی ترین آزمایش در درس عشق محسوب می شود.

قدرت احساسات پر شور: احساسات پر شور، از طریق جذابیت جنسی و جسمانی پدید نمی آید، بلکه از حس تعهدی عمیق و نیز شور و هیجان ایجاد می گردد. کارهای غیره منتظره و غافلگیرکننده که از ماهیتی خوشایند برخوردار باشند، می توانند احساسات پر شور را در وجود انسان ، دوباره زنده سازد.

قدرت اعتماد: حس اعتماد در هر رابطه عاطفی لازم و ضروری است. بدون اعتماد، یکی از طرفین به موجودی شکاک و نگران مبدل می گردد و طرف دیگر به موجودی که همواره گرفتار و زندانی است و در نهایت رابطه ای بر اساس ترس و ناامنی ایجاد می گردد. هیچ انسانی نمی تواند کسی را کاملا" دوست بدارد، مگر آن که به او صد در صد اعتماد داشته باشد. یکی از راه هایی که میتوانید دریا بید آیا طرف مقابلتان، برای یک زندگی مشترک مناسب خواهد بود یا نه، اینست که از خود بپرسید: آیا من حقیقتا" و کاملا" به این شخص اعتماد دارم؟


امیدوارم قدرت هایی که نام برده شد را بدست آورده و از آنها استفاده کنید تا خوشبختی رو بیشتر احساس کنید.

درباره من

عکس من
ليسانس علوم تربيتي از دانشگاه علامه طباطبايي ، فوق ليسانس برنامه ريزي از دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران مركزي. علاقه مند به كارهاي پژوهشي ، تحقيقي و آموزشي ، ورزش ( واليبال، تنيس روي ميز، كوه پيمايي، شطرنج و ...)

فهرست وبلاگ من