۱۳۸۷ مرداد ۱۳, یکشنبه

پدر تاريك شده

در روزگار ما ، وقتي پدر به عنوان دستاويزي براي تمسخر ظاهر مي شود، ويا مزرعه اي مناسب كشت سوء ظن ، يا احمقي بد اخلاق يا خميري آبكي از بي تصميمي ، بعد از اين تصاوير پسر مردانگي خود را به چه صورتي خواهد ديد؟
پسر دچار نااميدي و زجري پنهاني مي شود. آنها در گذشته ديد مادر را نسبت به پدر و همچنين ديد انتقادي جامعه را از پدر ، كه مجموعا" مساوي با نهي و طرد پدر است، ديده اند. پسر غير از اين كه از زنان كمك بخواهد چه مي تواند بكند؟
بعضي از پسران ، پنهاني چنان زجري را با خود حمل مي كنند كه حتي آن را با دختران نيز در ميان نمي گذارند. آنها بي آنكه بررسي كنند كه چرا پدرشان چنين است، داخل گرداب ترسناك نااميدي فرو مي روند واين ايده پديده پدر تحليل رفته و تاريك شده را قبول مي كنند. و با حمل اين راز از درون فرو مي پاشند، آنها اشتياق مشاركت در مسايل سياسي و اجتماعي را از دست مي دهند.آنها احساس مي كنند كه ديگر عقايدشان موضوعيتي ندارد، مرداني پنهان كار و زيرزميني مي شوند.. . .

اين ساختار كه امروز در آن زندگي مي كنيم ، نه احترامي براي خصوصيات و حالات احساسي مردانه قايل است نه احترامي براي حالات احساسي زنانه.
جامعه ما در اين زمان ، بيشتر از هر زمان ديگري نيازمند بازنگري روابط بين آدمها در خانواده و اجتماع است . سيستم تعليم و تربيت ما ، رفتار سياست مداران و علماي ديني ما نيازمند نقد و باز نگري است ، اگر مي خواهيم پيشرفتي در ابعاد مختلف داشته باشيم.

نا اميدي بزرگترين دشمن ماست و تمام تلاش خود را جهت تغيير و بهبود خواهيم كرد.



۴ نظر:

ناشناس گفت...

merci az comentha va nazarat.khoob bashid

ناشناس گفت...

rati in postetoon che gahdr jaleb boooood! kheiliiiii! tahlile khoobi bood:)
baram jalebe ke chera mardhaye ma az dardhaeeke daran kam migan! magar dardhaye kheili roo tooye jamee! yade jomleye farhan tooye aroose atash mioftam ke migoft dast roo delam nazar ,to fek mikoni man ham ba didi ke roo man be onvane mard vojood dare khoshhalam?!in hame khod dari emardaye ma az kojast?khoobe behesh pardakhte behse

mohammad گفت...

ازلطف شما سپاس گذارم.سئوال بسیار مهمی پرسیدید ( چرا مردهای ما از دردهای که دارند کم میگن؟ )، که پاسخ مفصلی داره و من درحال جستجوی آن هستم. ولی بنظرم شاید مطلب زیر تا حدودی علت را مشخص نماید:
چون نمی دانن چگونه باید صحبت کنن، چون هرگز شاهد گفتگوهای اینچنینی نبودن، نه در خانواده، نه در جامعه.
مردهایادنگرفتن راجع به احساساتشون صحبت کنن، آنهافکر مکنن اینگونه صحبت ها ویژه خانم هاست و مردهاباید قوی و خشن باشن واز احساسات و عواطف خودشون حرف نزنن، زیرا فرایند تربیت در دوران کودکی ( نوع بازیهای پسرها و دخترها، جدا کردن آنها، بحث محرم و نامحرم، نوع برخورد پدر و مادر ، مدرسه، نوع تشویق و تنبیه و . . )آنها را اینگونه پرورش داده.

در واقع دوران زندگی ( کودکی، نوجوانی، جوانی، میانسالی و پیری ) ویژگی های خاص خود را دارد و هر فرد بایستی این مراحل را بترتیب همزمان با رشد سنی پشت سر بگذراند، که متاسفانه حداقل در 30 سال گذشته اینگونه نبوده، انقلاب، جنگ، سوء مدیریت در جامعه، اثرات غیر قابل جبرانی برزندگی ما داشته که دیگر جایی برای بروز عواطف و گفتگو در مورد آن باقی نمی گذارد.

اما در موردپرسش دوم( تلقی که از مرد در شما وجود داره؟ یا نگاهی که بعضی ها به شما دارند؟! بعنوان یک مرد ) اینجارو خوب متوجه نشدم. اگر ممکنه مشخص بفرمائید تا نظرم رو براتون بگم.

بدرود تا درودی دیگر.

mohammad گفت...

ببخشید، الان متوجه شدم:
نه اصلا" فکر نمی کنم از وضعیت فعلی مردها خوشحال باشید، چون اکثر اونها توانمدیهای لازم جهت مدیریت یه خونواده رو ندارن. البته جونهای خوب ما خیلی در این مورد تقصیری ندارن، فرآیند شکل گیری هویت آنها محصول یک جامعه پر از مسئله و مشکل بوده، کوتاهی را باید در جای دیگری جستجو کرد.
کالبد شکافی این موضوع باشد در زمانی دیگر.

درباره من

عکس من
ليسانس علوم تربيتي از دانشگاه علامه طباطبايي ، فوق ليسانس برنامه ريزي از دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران مركزي. علاقه مند به كارهاي پژوهشي ، تحقيقي و آموزشي ، ورزش ( واليبال، تنيس روي ميز، كوه پيمايي، شطرنج و ...)

فهرست وبلاگ من