۱۳۸۷ مهر ۲۳, سه‌شنبه

هوش عاطفي - قسمت سوم




هوش عاطفی و نقش آن در زندگی

قسمت سوم: شکاف در زندگی زناشویی
یکی از نخستین پیام های هشداردهنده راجع به در خطر بودن زندگی زناشویی، انتقاد تند و بیرحمانه طرفین از یکدیگر اس. در یک رابطه زناشویی سالم ، زن و شوهر به طور آزادانه از هم (عملکرد طرف مقابل) انتقاد می کنن. اما غالبا" در لحظات خشم گلایه ها به روشی مخرب و به شکل تهاجم به شخصیت همسر بیان می شون. تفاوت بین انتقاد از شخصیت و گله گذاری از عملکرد فرد بسیار ساده اس. در گله گزاری اصولی، زن از عمل مرد انتقاد و احساس خود را در این مورد بیان می کند. مثل این جمله: " وقتی فراموش کردی لباس های مرا از خشکشویی بگیری حس کردم به من اهمیت نمی دهی. " و این واکنش متکی برهوش عاطفی اس. اما در انتقاد از شخصیت، اعتراض تبدیل به حمله ای همه جانبه می شود. مثل این جمله: " تو همیشه بی فکر و خود خواه هستی، فکر نمی کنم هیچ وقت بتوانی کاری را صحیح انجام بدی." این روش انتقاد باعث می شود شخص احساس شرم کند و فکر کند مورد تنفر و سرزنش دیگران اس و رنج ببرد. همه این ها به احتمال زیاد به جای آن که وی را ترغیب کنن که رفتار خود را تصحیح کند باعث می شون به واکنش تدافعی روی بیاورد.
ایما و اشاره بدنی هم به همان اندازه کلام می تواند آزاردهنده باشه، به ویژه پوزخند زدن، کج کردن لب به علامت تحقیر یا گرداندن چشم ها. وقتی زن یا شوهر مرتکب یکی از این حرکات می شن دیگری را وارد درگیری عاطفی می کند و اگر ادامه پیدا کند علاوه بر بروز مشکلات جسمی و بیماری، پیوند زناشویی آنها به احتمال قوی طی چند سال آینده از هم گسسته خواهد شد.
وقتی حمله ای از جانب یکی از طرفین صورت می گیرد، طرف مقابل، پاسخ جنگ یا گریز را در اختیار دارد. بدیهی ترین پاسخ، جنگیدن اس که معمولا" به یک مسابقه بی حاصل داد و فریاد منتهی می شود. اما پاسخی دیگر، یعنی گریز ممکن اس مضرتر باشد. بویژه وقتی که گریز با عقب نشینی به حیطه سنگین سکوت انجام گیرد. پاسخ ندادن، دفاع نهایی ست. سکوت، پیامی دلسرد کننده و پر قدرت اس.آمیزه ای از بی میلی، فاصله و برتری اس. این پدیده عمدتا" در ازدواج هایی که در آستانه رویارویی با مشکل قرار دارن، مشاهده می شود. در هشتاد و پنج درصد از این موارد، این شوهر بوده که در پاسخ به انتقادات تند و تیز زن سکوت اختیار کرده، سکوت در مقابل حملات طرف مقابل، وقتی که به صورت عادت درآید ویرانگر سلامت رابطه بوده و راه را برای یافتن هر نوع راه حلی مسدود می کند.

خود را قربانی بی گناه زندگی دانستن، یا خود را در اظهار خشم محق دانستن (افکار مسموم) مربوط به زوج های اس که در زندگی شان دچار مشکل شده ان. نگرش بدبینانه آن است که همسر را فطرتا" بد ذات و غیر قابل تغییر بدانیم: " او خود خواه و مغرور اس. این طور بار آمده و همیشه هم همین طور خواهد بود. توقع دارد همواره مثل یک مستخدم در خدمتش باشم. اصلن به احساسات من اهمیت نمی دهد."
نگرش خوش بینانه چنین اس: " به تازگی خیلی متوقع شده ، قبلا" خیلی باملاحظه بود، شاید الان در حالت روحی خوبی نباشد، نمی دانم شاید چیزی در مورد کارش او را آزار می دهد." این نگرش، لطمه و آسیب جدی به شوهر وارد نمی کند و مایوس کننده نیست، بلکه حالت ناخوشایند و بدی را که به وجود آمده ناشی از شرایطی می داند که قابل تغییر اس. نگرش نخست، اندوه بی امان را به ارمغان می آورد ، نگرش دوم آرامش و تسکین را.
کسانی که بدبین هستن به شدت در معرض تسخیر عاطفی قرار دارن. آنها اغلب اوقات از اعمال و رفتار همسران خود عصبانی، آزرده و غمگین می شون و به محض آنکه این واقعه شروع می شود در افسردگی فرو می رون . این افسردگی به همراه دید بد بینانه شان باعث می شود که در برخورد با همسر خود به انتقاد و بدگویی از او بپردازن و این امر به نوبه خود احتمال سکوت سنگین را در روابط آنها افزایش می دهد.
این گرایش های عذاب آور در نهایت به یک بحران دائمی منجر می شون زیرا بیش از پیش باعث تسخیر عاطفی شده و رهایی از چنگال خشم و آزردگی را مشکل تر می کنن . می توان برای این حساسیت ابتلا به اندوه عاطفی، واژه مناسب " طغیان" را بکار برد. زنان یا شوهران طغیان زده آنچنان در بدبینی نسبت به همسران شان غرق می شون که در باتلاق احساسات وحشتناک و غیر قابل کنترل فرو می رون.
آستانه طغیان بعضی از افراد بسیار بالاست. آنها براحتی در مقابل خشونت و تنفر مقاومت می کنن در حالی که دیگران ممکن است با یک انتقاد ملایم از جانب همسر خود از کوره در برون. حالت طغیان را از نظر فنی می توان با مقایسه میزان ضربان قلب نسبت به حالت آرامش مشاهده کرد. قلب زنها در حال استراحت در حدود 82 ضربه در دقیقه و قلب مردها تقریبا" 72 ضربه در دقیقه میزند (تعداد ضربان افراد، اساسا" برحسب جثه آنها تفاوت می کند). طغیان در لحظاتی آغاز می شود که تعداد ضربان قلب شخص به 10 ضربه بیشتر از حالت عادی وی برسد. اگر ضربان قلب به 100 ضربه در دقیقه برسد (که در حالت خشم براحتی امکان پذیره) آن گاه بدن مقداری آدرنالین و چن هورمون دیگر ترشح می کند که رنج و اندوه را برای مدتی در حد بالا نگه می دارد. لحظه تسخیر عواطف از روی ضربان قلب قابل تشخیص است.
فرد طغیان زده دائما" بدترین نتیجه گیری ها را راجع به همسرش انجام می دهد و همه اعمال او را از دید منفی می نگرد. مشکلات کوچک به درگیری های اساسی تبدیل می شون و احساسات آنها پیوسته جریحه دار می شود. همسر طغیان زده هرنوع مشکل در زندگی را غیر قابل حل می ببیند، زیرا طغیان به خودی خود در هر نوع تلاشی برای حل مشکلات اختلال ایجاد می کند. با ادامه این وضع، هر نوع بحث و گفتگو راجع به اختلافات بی فایده به نظر می رسد و هر کدام از طرفین سعی می کنن احساسات آزرده خود را به تنهایی تسکین دهن. از این مرحله به بعد زن و شوهر در عین حال که زیر یک سقف هستن ولی جدا از یکدیگر زندگی می کنن.
در مسیر پرفراز و نشیب منتهی به طلاق، آثار و عواقب مصيبت بار كمبود توانايي هاي عاطفي به وضوح ديده مي شون. وقتي كه زن و شوهر در چرخه تكرار انتقاد و تنفر، دفاع و سكوت سنگين، انديشه هاي اندوه بار و طغيان عواطف گرفتار مي شون در زمينه خودآگاهي عاطفي، همدلي و توانايي هاي آرامش بخشيدن به يكديگر و خود دچار ناهماهنگي شده ان.
اگر دوباره به تمايزات ناشي از جنسيت در زندگي عاطفي باز گرديم ، مي بينيم كه زن ها، به طور متوسط ، راحت تر از مردها با بگو مگوهاي ناخوشايند در زندگي كنار مي آن. در تحقيقات صورت گرفته مشخص گرديد كه تقريبن همگي شوهرها از بروز اختلاف در زندگي زناشويي دچار ناراحتي مي شون و حتا احساس انزجار مي كنن. در حالي كه همسران شان اهميت چنداني به آن نمي دن.
مردها در مقايسه با زن ها آمادگي بيشتري براي طغيان دارن و در برابر انتقاد از سوي همسران خود واكنش شديد تري نشان مي دن. در هنگام طغيان، آدرنالين بيشتري در خون مردها ترشح مي شود و در مقايسه با زنها در برخورد با سطح پايين تري از رفتار منفي شروع به ترشح آدرنالين مي كنن. به همين دليل بهبود طغيان از نظر جسماني در شوهرها بيشتر از زن ها طول مي كشد.
جالب اين جاست كه بدونيد يكي از دلايل تمايل مردها به سكوت، به منظور خوداري از طغيان است.تحقيق نشان داده اس كه به محض آن كه مردها به سكوت روي مي آورن ضربان قلب شان ده ضربه در دقيقه كاهش مي يابد و به نوعي آرامش ذهني مي رسن. اما (و معما در همين جاست) به محض آن كه مردها در سكوت فرو مي رون ضربان قلب زن ها ، بدان حد بالا مي رود كه ناراحتي شديدي را در آنها نشان مي دهد. همين امر باعث برخورد كاملن متفاوت آنها با رويارويي عاطفي مي شود: مردها با همان شدت از درگيري عاطفي دوري مي كنن كه زن ها شان آن را جستجو مي كنن.
به همان اندازه كه مردها ميل دارن سكوت كنن زن ها دوس دارن به انتقاد از شوهرهاي خود بپردازن. هر چه قدر آنها تلاش ميكنن كه اختلافات و نارضايتي ها را حل و فصل كنن، شوهران شان از درگير شدن در بحث و جدل فرار مي كنن. زن وقتي كه مي بيند مرد از درگير شدن كناره مي گيرد بر شدت گله گزاري و انتقاد خود مي افزايد. بعد وقتي كه مرد به مقابله بر مي خيزد يا سكوت مي كند، زن دچار ياس و خشم مي شود و به تحقير و توهين مي پردازد. وقتي شوهر خود را در معرض انتقاد و تحقير همسرش مي بيند، افكار "قرباني بي گناه بودن" و "بحق خشمگين شدن" براو غلبه مي كند و هر بار راحت تر از گذشته او را به طغيان وامي دارد. هرچه دعواهاي زن و شوهر وارد مراحل حادتري مي شود كنترل آن هم مشكل تر خواهد شد.

در قسمت بعدي به نكاتي كه به تحكيم عشق و علاقه كمك مي كنه اشاره خواهم كرد.

هیچ نظری موجود نیست:

درباره من

عکس من
ليسانس علوم تربيتي از دانشگاه علامه طباطبايي ، فوق ليسانس برنامه ريزي از دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران مركزي. علاقه مند به كارهاي پژوهشي ، تحقيقي و آموزشي ، ورزش ( واليبال، تنيس روي ميز، كوه پيمايي، شطرنج و ...)

فهرست وبلاگ من